سلام به همه سال نو مبارک.

همه سالی زیبا داشته باشید.

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط فرشاد |

او متولد ایتالیاست و انگار بیشتر از آنکه ایتالیایی باشد یک دروازه بان است
در 28 ژانویه 1978 در کارارا به دنیا آمد و در اوج شهرت و محبوبیت لقب گرانترین دروازه بان تاریخ جهان را نیز به خود اختصاص داد .
بوفون 30 میلیون پوندی
بوفون هنگامی که یوونتوس برای خریدش از پارما مبلغ کلان 30 میلیون پوند را به سران این باشگاه پرداخت گرانترین دروازه بان جهان شد و با امضایی ارزشمند در سال 2001 پیراهن با ارزش یوونتوس را به تن کرد .
پس از شروعی عصبی در دل آلپی سال به سال به آرامش بیشتری دست یافت و به مرور تبدیل به فردی ارزشمند برای یوونتوس شد .
درک بالا و سرعت عمل فوق العاده اش بیش از هر چیز نظر مسئولان یوونتوس و البته کل جهان را به خود جلب کرد به طوری که باشگاهایی نظیر رئال . میلان . اینتر و ... حاضر بودند مبالغی نجومی برای او بپردازند .
بوفون وقتی در پارما بود و با این تیم قهرمان جام یوفا شد شجاعت و جایگیری های بی نقصش برایش کافی بود که پیراهن شماره 1 تیم ملی را نیز بر تن کند .
یک بدشانسی بزرگ و تلخ
به رغم بازیهای خوب و بی نقصش در مسابقات انتخابی یورو 2000 جی جی بخاطر شکستگی انگشت دستش به ناچار از تورنمنت خارج شد .
او این حادثه را یکی از بدترین حوادث عمرش می داند .
او در جام جهانی 2002 در تمامی بازیها حضور داشت و حتی یک بازی از دیدارهای یورو 2004 را نیز ازدست نداد .


در مسابقات جام جهانی 2006 با کتف آسیب دیده باز استقامت نشان داد و با ایتالیا قهرمان جهان شد .
گذشته و دوران نوجوانی بوفون
بوفون در کارارا به دنیا آمد .خانواده اش ٬ خانواده ای ورزشی بودند .
مادرش یعنی ماریا استلا یک پرتاپ کننده دیسک بود و پدرش یعنی آدریانو یک وزنه بردار قدرتی ! حتی دو خواهرش هم والیبالیست هستند و عمویش نیز یک بسکتبالیست حرفه ای بوده است .
او از نظر فامیلی ارتباط دوری با لورنزو بوفون دروازه بان قدیمی میلان و ایتالیا
دارد .
او در سن 14 سالگی بازیکن خط میانی بود اما به یکباره مجبور به بازی درون دروازه شد علتش هم یک حادثه بود زیرا هر دو دروازه بان دیگر مصدوم بودند و جالب اینجاست که پس از دو هفته دروازه بان اصلی تیم شد .
در 17 سالگی نیز اولین بازی اش را در سری آ مقابل میلان انجام داد .
تعصب و وفاداری نسبت به یوونتوس
وقتی که یوونتوس به علت تبانی به سری ب فرستاده شد بسیاری از بازیکنان دم از رفتن زدند کسانی مثل کاناوارو که در اینتر یک بازیکن ذخیره ای بیش نبود اما در یووه هم به فوتبال اول جهان برگشت و هم کاپیتان ایتالیا شد و یا زامیروتا که تمام شخصیتی که داره از یوونتوس داره . البته فقط اینها نبودند که رفتند بلکه ابراهیموویچ ٬ ویرا ٬ امرسون و تورام نیز رفتند . اما بوفون به همراه ندود و کاپیتان دل پیرو مانگار شد .


او در پاسخ به اینکه چرا در یوونتوس مونده می گوید : من آدم فراموشکاری نیستم و یادم نمی رود که کی بودم و الان کی هستم من هر چی دارم از یووه دارم همه این افتخارات را از یووه دارم و متشکر یووه نیز هستم .
و در پاسخ به اینکه بازی در سری ب چگونه است ؟ می گوید : خب .اینهم تجربه ای تازست . و مشتاقم که تجربه اش کنم .


انچه درباره بوفون باید بدانید
نام و نام خانوادگی : جان لوئیجی بوفون
متولد : 28 ژانویه 1978
محل تولد : کارارا . ایتالیا
سن : 28 سال
قد : 91/1
نام اختصاری : جی جی
وزن : 83
در جام جهانی 2006 آلمان 453 دقیقه دروازه ایتالیا رو بسته نگه داشته است
در جام جهانی 2006 آلمان فقط 2 گل دریافت کرده که یک گل به خودی بوده و
دیگری از روی نقطه پنالتی به دست آمده است
از سوی پله عضو 125 بازیکن برتر زنده دنیا قرار دارد
یکی از دلایلش برای موندن در یوونتوس الکس دل پیرو کاپیتان
محبوب تورینی است .

منبع .یوفا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط فرشاد |

 

سلام چند ماه پيش يه نظر سنجي تو وبلاگم گذاشتم.حالا نتيجه اش رو براتون ميزارم.از مجموع ۲۰۴ نظر

راستي ايتاليا اول شد.قابل توجه بعضي ها

از اين به بعد هم يه نظر سنجي جديد ميزارم درباره بهترين شهرهاي ايتاليا .خوش باشيد

 

 

کدام کشور برای زندگی بهتر است؟


1- ایتالیا
.
.
 72رای - 35.2%
.

2- انگلیس
.
.
 7رای - 3.4%
.

3- فرانسه
.
.
 7رای - 3.4%
.

4- امریکا
.
.
 25رای - 12.2%
.

5- المان
.
.
 15رای - 7.3%
.

6- کانادا
.
.
 17رای - 8.3%
.

7- ایران
.
.
 50رای - 24.5%
.

8- اسپانيا
.
.
 6رای - 2.9%
.

9- هيچكدام
.
.
 5رای - 2.4%
.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط فرشاد |

فدريكو فليني، سينماگر بزرگ ايتاليايي (1993-1920) پنجاه سال پيش (۱۹۵۹) كارگرداني فيلم معروف "زندگي شيرين" را در رم آغاز كرد.

صحنه معروف "چشمه تروي" در يك شب سرد ماه مارس فيلمبرداري شد. فليني تعريف مي‌كند كه هنگام فيلمبرداري آنيتا اكبرگ، بازيگر سوئدي‌تبار هاليوود، به راحتي در آب حوض آبتني كرد، درحاليكه مارچلو ماستروياني، تنها به كمك لباسي اضافي و با سر كشيدن يك بطري ودكا بود كه توانست وارد حوض شود.

"زندگي شيرين" نقطه عطفي است در كارنامه‌ي سينمايي فدريكو فليني و از آن مهم‌تر اين فيلم يكي از پايه‌هاي استوار سينماي مدرن به شمار مي‌رود.

فليني در واپسين دوران نئورئاليسم، كمابيش همزمان با همكارانش لوكينو ويسكونتي و ميكل انجلو آنتونيوني، به سنت ديرين پشت كرد و به سبكي بازتر و تخيلي‌تر روي آورد.

فليني براي درونمايه و مضمون تازه‌ي "زندگي شيرين" سبكي مدرن ابداع مي‌كند كه گسستي است هم از آثار پيشين خود او و هم از زبان سينمايي رايج.

فيلم داستان يكدست و متمركزي ندارد. رشته‌اي از چند اپيزود يا موقعيت‌هاي دراماتيك است كه انسجام خود را در عواملي ذهني مانند تداعي يا تشابه مضموني مي‌يابند، و در نتيجه همگامي و تلاش تماشاگر را نيز طلب مي‌كنند.


قراردادهاي سنتي مانند روايت يك خطي ماجراهاي متوالي، بسط و توسعه طرح داستاني و رشد كاراكترها كنار گذاشته شده است. مضمون اصلي فيلم پريشاني و سرگشتگي است، كه در ساختار فيلم هم كمابيش منعكس است. بايد به خاطر داشت كه فيلم به مثابه اثري مدرن با چندآوايي و ابهام معنايي بيگانه نيست.

غيبت معنا در "زندگي شيرين"

عنوان فيلم كنايه‌آميز و طعنه به دنياي مدرن است كه برداشتي دروغين و سطحي از زندگي را به جاي "زندگي حقيقي" نشانده است، و فيلم نمودهاي آن را در هر نماي فيلم نشان مي‌دهد.

"زندگي شيرين" از بنيادهاي معنوي دور افتاده است. ارزش‌هاي اخلاقي مضمحل و باورهاي ديني مقلوب شده‌اند. اولين صحنه فيلم طنزي نيشدار و در عين حال گوياست: هليكوپتري مجسمه عظيم مسيح را به آسمان برده و آن را سوژه‌اي جنجالي براي عكاسان و خبرنگاران كرده است: حضرت براي عروج به تكنولوژي مدرن نياز دارد! پيامبر آويزان در فضا اينك كالايي است كه به سوي فروشگاه (در اينجا واتيكان) روانه مي‌شود.

احتمالا به خاطر چنين صحنه‌هايي بود كه واتيكان فيلم را "غيراخلاقي" دانست (فيلم در برخي از كشورهاي كاتوليك مانند اسپانيا به كلي قدغن شد)؛ درحاليكه رويكرد انتقادي فيلم يكسره ريشه اخلاقي دارد.

 

"هفت گناه كبيره"

فيلم به جاي داستاني يكدست و روان، رويدادهايي كمابيش تصادفي و به ظاهر بي‌ربط، از هفت شبانه روز از زندگي مارچلو را نقل مي‌كند. برخي از منتقدان هفت اپيزود فيلم را با توسل به بنمايه‌ ديني "هفت گناه كبيره" تأويل كرده‌اند، كه قابل بحث است.

خبرنگاري مشهور و موفق به نام مارچلو مدام به دنبال شكار لحظات داغ و جنجالي است. او در عين حال چهره‌ي آشناي زندگي شبانه رم است، با بارها و كافه‌هاي شلوغ و تجملات پرزرق و برق. اينجا پاتوغ افراد عياش، هنرمندان "اسنوب" و روشنفكران الكي‌خوش است.

رسانه‌ها جذبه‌هاي اين "زندگي شيرين" را با آب و تاب براي مشتريان خود نقل مي‌كنند، تا همه در حسرت آن آه بكشند. از اين نظر "زندگي شيرين" يكي از نخستين آثاري بود كه كاركرد مخرب رسانه‌هاي گروهي را برملا كرد.


مارچلو و دوستانش، از جمله دوست عكاسش پاپاراتسو (جمع آن پاپاراتسي از همين فيلم به صورت نامي عام براي عكاسان مزاحم و جنجالي درآمد) در اين "زندگي شيرين" غوطه مي‌خورند. خبرهايي كه آنها علم مي‌كنند، يا پوچ و بي‌اهميت است كه به زودي فراموش مي‌شود (مانند ورود ستاره‌ي زيباي هاليوود) و يا يكسره دروغ است (مانند معجزه حضرت مريم كه زير باران سيل‌آسا بر باد مي‌رود). آنها درباره زندگي واقعي هيچ نمي‌گويند.

الهه كتك خورده!

پيرامون مارچلو در طول فيلم حدود ۱۲۰ كاراكتر هستند كه به معرفي شخصيت او كمك مي‌كنند. از همه مهمتر، مانند تمام فيلم‌هاي فليني، چند زن هستند كه دنياي عاطفي او را شكل مي‌دهند.

نخستين زن اما (ايوون فورنو) است، همسر مارچلو كه به او مهري شديد و مادرانه دارد، اما از درك احساسات و نيازهاي او ناتوان است. او از عشق جز وابستگي چيزي نمي‌فهد، و مارچلو نيز لاجرم پيوسته از دست او در فرار است.

زن ديگر مادالنا است (با بازي انوك امه) زني دلخواه، سرشار از زيبايي و دارايي، اما هوسران و بي بندوبار: به مارچلو اظهار عشق مي‌كند، اما در همان حال با ديگران نرد عشق مي‌بازد!


و سرانجام سيلويا (آنيتا اكبرگ) كه يك شبانه روز مارچلو را جادو مي‌كند. اين ستاره‌ معروف هاليوود با پيكر هوس‌انگيز و حركات افسونگرش زني واقعي نيست، بلكه شمايل مجسم زنانگي است. او مانند فرشته‌اي عظيم با هواپيما از آسمان رم فرود مي‌آيد، تا چشم همگان را با برق زيبايي و جلال خود خيره كند.

مارچلو به دنبال ستاره كشيده مي‌شود تا تمام ديدني‌‌هاي اسرارآميز رم را به او نشان دهد. ستاره از فراز كاخ واتيكان (كليساي بزرگ سن پيتر) تمام رم را زير پاي خود مي‌بيند. در صحنه بعد ناگهان او را در حوض پرشكوه "چشمه تروي" در مركز رم مي‌بينيم، كه مانند ونوس در فضايي اثيري در صدف حوضچه متولد مي‌شود. اين صحنه، به مدت تنها يك دقيقه و ۳۸ ثانيه، يكي از يادمان‌هاي جاودانه‌ي سينماي مدرن است.

سيلويا، فرشته‌اي دست‌نيافتني، كه يك جا تمام شيفتگي و تمام ناتواني مارچلو را عيان مي‌كند، با عشوه‌اي دلفريب از او دور مي‌شود. لحظاتي بعد همين الهه را مي‌بينيم كه در خيابان از شوهر لندهور خود (لكس باركر) سيلي مي‌خورد. فرشته گريان و تحقيرشده در ساختمان هتل از نظر پنهان مي‌شود.

انحطاط معنوي

جانمايه "زندگي شيرين" مانند تقريبا تمام دستاوردهاي بزرگ هنري نيمه دوم قرن بيستم، بر دو پايه نظري استوار است: يكي ميراث اگزيستانسياليسم كه به انسان بازمانده از جنگ نهيب زد: زندگي به خودي خود پوچ است و بيهوده؛ تنها با انتخاب در آزادي و قبول مسئوليت است كه زندگي معنا مي‌يابد. و دومين پايه نقد بنيادين مدرنيته است كه به جوامع مدرن يادآور شد: رفاه و ثروتي كه بر ويرانه‌هاي جنگ فراهم شده، به بهاي فقر معنوي و فلاكت روحي سنگين به بار آمده است.


جامعه مصرفي با تكيه بر رفاه مادي، ارزش‌هاي معنوي را دور مي‌ريزد و زندگي را از محتوا تهي مي‌كند. مارچلو شهروند عادي اين جامعه است. او از ذوق و استعداد بي‌بهره نيست. به بي‌مايگي كاري كه مي‌كند، آگاه است: آرزو دارد روزي رمان بنويسد، اما تنبلي روحي او را رها نمي‌كند. به چشم مي‌بيند كه گذار زمان، جواني و شادابي او را به تاراج مي‌برد، (صحنه ديدار با پدر او را با پيري روبرو مي‌كند) اما براي بيرون رفتن از دور باطل زندگي سترون خود، هيچ گامي بر نمي‌دارد و عمر را با قاذورات و تجملات بيهوده به هدر مي‌دهد.

مارچلو زايري است در پي معناي زندگي، كه از هر ماجرايي خسته‌تر و نوميدتر بيرون مي‌آيد. در كليسايي با استاينر برخورد مي‌كند و چون عابدي به دنبال او كشيده مي‌شود.

به منزل او مي‌رود، با همسر و دو كودك زيبا و فرشته‌آساي او آشنا مي‌شود. آرامش و اعتلاي روحي استاينر، مارچلو را سخت مجذوب مي‌كند. او استاينر را تجسم همان آسايشي مي‌بيند كه خود از آن محروم مانده است. اما ضربه بي‌دريغ فرود مي‌آيد: مارچلو خبر مي‌شود كه استاينر دو بچه خود را كشته و سپس خودكشي كرده است.

 

فدريكو فليني (1993-1920)


هياهوي توخالي

آخرين صحنه "زندگي شيرين" در كنار دريا مي‌گذرد: مارچلو از دور مي‌بيند كه در ساحل هياهويي به راه افتاده است. مردم گرد هيولايي عجيب حلقه زده‌اند كه از دريا بيرون آمده، اما هيچكس نمي‌داند چيست. در اين جار و جنجال، دختركي زيبا ظاهر مي‌شود كه تجسم حقيقت و معصوميت ناب است. او مي‌كوشد پيامي بسيار مهم را به گوش مارچلو برساند، اما مارچلو در آن شلوغي پيام او را نمي‌شنود. دست آخر از سر نوميدي شانه بالا مي‌اندازد و به راه خود مي‌رود.

فليني نشانه‌هاي تباهي و انحطاط را به شكلي گويا در صحنه‌هاي بيشمار "زندگي شيرين" نشان مي‌دهد، اما هرگز موعظه نمي‌كند و در مقام داوري نمي‌نشيند. از نظر او ما همه مارچلو هستيم و مانند او در كلاف آشفته‌ي روزمرگي به دام افتاده و راه خود را به سوي "زندگي حقيقي" گم كرده‌ايم.

منبع.سایت ایرانیان انگلستان

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط فرشاد |

دانشمندان ایتالیایی بقایای اسکلت زنی را یافته اند که به احتمال قوی در زمان خود یک خون آشام بود.

این اسکلت که قدمت آن به قرون وسطی می رسد، با آجری در دهان یافت شده که به گفته دانشمندان به معنی آن است که با این کار سعی شده تا از برخاستن مجدد او از گور جلوگیری شود.

دانکن کندی، خبرنگار بی بی سی در رم می گوید بقایای این اسکلت در جزیره ای در تالاب ونیز کشف شده است.

به گفته باستان شناسان این اسکلت متعلق به سال 1576 میلادی است.

متیو بورینی از دانشگاه فلورانس ایتالیا می گوید روش به کار گرفته در قرار دادن آجر در دهان این زن، روشی سنتی در آن زمان بود. این کار برای آن انجام می شد که خون آشام دیگر نتواند تغذیه کند.

آقای بورینی در یک نشست متخصصان پرشکی قانونی گفت که در آن زمان گفته می شد بیماری طاعون که در سراسر اروپا شیوع یافته بود، توسط خون آشامان زن پخش می شود.

 

باور عمومی بر این باور بود که اجساد این خون آشامان که در نزدیکی قربانیان طاعون به خاک سپرده می شدند، از اجساد این افراد تغذیه می کردند و از گور بر می خاستند.

گورکنان که مسئولیت شناسایی خون آشامان زن را به عهده داشتند، پس از باز کردن کفن آنها، آجر را در دهان آنها کار می گذاشتند تا مانع از تغذیه شوند.

روایات درباره خون آشام ها از بالکان و کشورهای اروپای شرقی در اوائل قرن 18 نشات گرفت.

روایت دراکولای برام استاکر به شهرت خون آشامان افزود. این کتاب در سال 1897 منتشر شد و بر اساس آن فیلم و سریال های تلویزیونی ساخته شده است.

باور بر این است که اسکلت یافت شده در ونیز، اولین بقایای یک خون اشام است که توسط متخصصان پزشکی قانونی مورد بررسی قرار گرفته است.

منبع.بی بی سی پرشن

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط فرشاد |

جشنواره فیلم ونیز (به ایتالیایی: Mostra Internazionale d'Arte Cinematografica di Venezia) قدیمی‌ترین جشنواره سینمایی دنیا و یکی از بزرگ‌ترین جشنواره‌های سینمایی جهان بشمار می‌آید.

جشنواره فیلم ونیز نخستين بار در سال ۱۹۳۲ میلادی برگزار شد و در کنار جشنواره‌هایی چون کن و برلين از مهمترين رخدادهای سينمايی اروپا و جهان به شمار می‌آید. جشتواره فیلم ونیز در طول سال‌های جنگ دوم جهانی برگزار نمی‌شد و در برخی سال‌ها، بخش مسابقه آن فعال نبوده است.


جایزه اصلی جشنواره ونیز ، شیر طلایی نام دارد. در این جشنواره، همچنین جایزه‌ای به نام جايزه انسانيت وجود دارد. اين جايزه که مبلغ آن ۵۰ هزار دلار است، به سينماگران و بازيگرانی اهدا می‌شود که خود را وقف فعاليت‌های انسان‌دوستانه می‌کنند.[۳]


 فهرست برندگان

سال نام فیلم نام کارگردان ملیت
۱۹۴۹ مانون هانری-ژرژ کلوزو پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۵۰ عدالت اجرا شده آندره کایات پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۵۱ راشومون آکیرا کوروساوا پرچم ژاپن ژاپن
۱۹۵۲ بازی های ممنوع رنه کلمان پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۵۳ برنده نداشت
۱۹۵۴ رومئو و ژولیت رناتو کاستلانی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۵۵ کلام کارل تئودور درایر پرچم دانمارک دانمارک
۱۹۵۶ برنده نداشت
۱۹۵۷ آپارجیتو ساتیاجیت رای پرچم هندوستان هندوستان
۱۹۵۸ کالسکه‌چی هیروشی اینگاکی پرچم ژاپن ژاپن
۱۹۵۹ ژنرال دلا روور روبرتو روسیلینی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۵۹ جنگ بزرگ ماریو مونیچلی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۶۰ گذرگاه رن آندره کایات پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۶۱ سال گذشته در مارینباد آلن رنه پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۶۲ داستان خانوادگی والریو زورلینی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۶۲ کودکی ایوان آندری تارکوفسکی پرچم اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شوروی
۱۹۶۳ دستها روی شهر فرانچسکو روزی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۶۴ صحرای سرخ میکل آنجلو آنتونیونی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۶۵ ستارگان زیبای دب اکبر لوکینو ویسکونتی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۶۶ نبرد الجزیره جیلو پونته کورو پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۶۷ بل دو ژور لویس بونوئل پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۶۸ هنرمندان زیر چادر سیرک: سردرگم آلکساندر کلوگه پرچم آلمان آلمان
۱۹۶۹
۱۹۷۹
برنده نداشت
۱۹۸۰ آتلانتیک سیتی لوئی مال پرچم فرانسه فرانسه
پرچم کانادا کانادا
۱۹۸۰ گلوریا جان کاساویس پرچم ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا
۱۹۸۱ ماریان و ژولیان مارگاریت فون تروتا پرچم آلمان آلمان
۱۹۸۲ وضعیت اوضاع ویم وندرس پرچم آلمان آلمان
۱۹۸۳ اسم کوچک : کارمن ژان لوک گودار پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۸۴ سال خورشید خاموش کریستوف زانوسی پرچم لهستان لهستان
۱۹۸۵ آگنس واردا پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۸۶ پرتو سبز ایک رومر پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۸۷ خداحافظ بچه‌ها لوئی مال پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۸۸ افسانه الکلی مقدس ارمانو اولمی پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۸۹ شهر دلگیر هو شیائو شین پرچم تایوان تایوان
۱۹۹۰ روزنكراتز و گيلدنسترن مرده‌اند تام استوپارد پرچم جمهوری چک جمهوری چک
۱۹۹۱ نزدیک بهشت نیکتا میخالکوف پرچم اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شوروی
۱۹۹۲ داستان کیوجو ژانگ ییمو پرچم چین چین
۱۹۹۳ برش‌های کوتاه رابرت آلتمن پرچم ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا
۱۹۹۳ سه‌رنگ: آبی کریستوف کبشلووفسکی پرچم فرانسه فرانسه
پرچم لهستان لهستان
۱۹۹۴ تسای مینگ‌لیانگ پرچم تایوان تایوان
۱۹۹۴ پیش از باران میلچو مانچفسکی
۱۹۹۵ سیکلو آن هونگ تران پرچم فرانسه فرانسه
۱۹۹۶ مایکل کالینز نیل جوردن پرچم ایرلند ایرلند
۱۹۹۷ آتش‌بازی تاکیشی کیتانو پرچم ژاپن ژاپن
۱۹۹۸ جیانی آملیو پرچم ایتالیا ایتالیا
۱۹۹۹ یکی هم کمتر نه ژانگ ییمو پرچم چین چین
۲۰۰۰ دايره جعفر پناهی پرچم ایران ایران
۲۰۰۱ ازدواج موسمی میرا نایر پرچم هندوستان هندوستان
۲۰۰۲ خواهران مگدالن پیتر مولان پرچم پادشاهی متحده پادشاهی متحده
۲۰۰۳ بازگشت آندره زویاگینتسف پرچم روسیه روسیه
۲۰۰۴ وِرا درِیک مایک لی پرچم پادشاهی متحده پادشاهی متحده
۲۰۰۵ کوهستان بروکبک آنگ لی پرچم ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا
۲۰۰۶ طبیعت بی‌جان جیا ژانک‌که پرچم چین چین
۲۰۰۷ هوشیاری شهوت آنگ لی پرچم ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا
۲۰۰۸ کشتی‌گیر دارِن آرنوفسکی پرچم ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا

 

منبع

 ویکی پدیا (accessed August 30, 2008).

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط فرشاد |

 

کوریره دلا سرا (به ایتالیایی: Corriere della Sera) نام روزنامه‌ای ایتالیایی‌زبان است که در کشور ایتالیا منتشر می‌شود.

روزنامه کوریره دلا سرا از سال ۱۸۷۶ میلادی منتشر می‌شود و از این لحاظ، یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های اروپایی محسوب می‌گردد.

مرکز روزنامه کوریره دلا سرا در شهر میلان قرار دارد.

 

 از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط فرشاد |

آخرین تانگو در پاریس (به ایتالیایی: Ultimo Tango a Parigi) فیلمی ساخته برناردو برتولوچی است.

این فیلم در مورد تنهایی نسل هاست و نگاه بسیار تلخی به روابط بشری دارد این فیلم در مورد دو انسان است که هر دو مورد بی مهری واقع شده‌اند یکی از طرف زن سابق که به او خیانت کرده و یکی از طرف کارگردان جوانی که در عشق به دختر مردد است و او را به عنوان بازیچه‌ای می‌پندارد .این دو بطور اتفاقی در یک خانه که به لطف فیلمبرداری خوب فیلم بسیار سرد و دلگیر در آمده با هم برخورد می‌کنند ولی با دو دید متفاوت دختر به عنوان پناه که پس از مدتی علاقه مند به مرد می‌شود ولی مرد بدبین نوعا بارفتار مازوخیستی که با این دختر دارد در صددانتقام از نوع جنس زن می‌باشد.(زن سابقش پس مدتها خیانت به وی خودکشی کرده) ولی در پایان فیلم نظر‌های این دو مرد و زن در جهت عکس حرکت می‌کند مرد عاشق می‌شود و زن به علت اینکه فکر می‌کند از او سوئ استفاده شده در صدد ترک مرد بر می‌آید که پایانی تراژیک رقم می‌زند .این فیلم را ورای ظاهر آن که به نظر بعضی بی پرواست باید دید شرح حال بشر معاصر خصوصا در غرب که مملو از تنهایی‌ها و بغض هاست فیلمی بسیار پیشرو و دیدنی.

منبع.ویکی پدیا

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط فرشاد |

دلالونا سلام از آواتلی ای که زیر پل پیدا شد هم نوشتم

لوکا گائتانی لاواتلی (Luca Gaetani)، مسلمان و شیعه، فرزند یکی از بزرگ‌ترین و معروفترین تولید کنندگان شراب در ایتالیا که به معروف (سلطان شراب) است بود که در سال ۱۳۸۶ کشته شد.

پدر وی مالک کارخانه بزرگ و قدیمی تولید مشروبات الکلی به نام مونتالچینو Montalcino می باشد. کارخانه ای که اینک بدست برادرش جلاسیو Gelasio Gaetani D'Aragona Lovatelli به همراه مراکز پورنو اداره می شود.


لوکا از زمان کودکی از دوستان ادواردو بود. وی در سال 1988 به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد.

 (www.Edoardo.ws )

در آن زمان ادواردو از طرف شبکه یک تلویزیون ایتالیا مسئول تهیه یک فیلم مستند در مورد ایران شده بود.

ادواردو با اعمال نفوذ خود توانسته بود مجوز ساخت چنین برنامه مستندی را بگیرد. او خود مسئولیت ساخت مستند را بر عهده گرفت تا مستندی متفاوت و مبتنی بر حقایق جنگ و ایران بسازد. فیلمی که بعدا از تلویزیون پخش شد و سپس ادواردو خود در یک میزگرد تلویزیونی پس از نمایش فیلم مستند به میزگردی نشست. در این میزگرد آقای ایگورمن خبرنگار لا استامپا که بارها به ایران آمده بود شرکت جست. فیلمی که تا کنون موفق به بدست آوردن آن نشده بودیم.

در این سفر ادواردو ، دوست خود لوکا گائتانو لاواتللی را با خود به ایران آورد. لوکا در این سفر به عنوان فیلمبردار بهایران آمده بود.

در این سفر ادواردو به قدیری ابیانه گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر این باور بود که یک هل برای اسلام آوردن او کافی بود و از قدیری می خواهد که با لوکا صحبت کند. قدیری ابیانه نیز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادی (اوین) به تنهایی صحبت می کند. جلسه ای که منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع می شود. (www.ghadiri.org )

سپس به اتفاق هم به منزل حضرت آیت الله سید علی گلپایگانی واقع در یوسف آباد می روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشیع برگزار می گردد.

لوکا در این سفر به همراه ادواردو به جبهه های جنگ سفر می کند. البته در آن زمان آتش بس بین ایران و عراق برقرار شده بود.

یکی از دوستان مشترک می گوید، لوکا بدون اینکه در کلیسا ازدواج رسمی کند با دو زن زندگی کرده است. زن اولش مربوط به دوران قبل از پذیرش اسلام بود. البته تا مدتها با او زندگی می کرد و از او دختری حدودا 25 ساله به نام سامبا Samba دارد.

وی سپس با زن دیگری زندگی مشترکی را آغاز نمود. وی را شرعا صیغه کرده بود و از وی دو فرزند دارد. به نام های Raimondo, Ruggero روجرو و ریموند.

لوکا ناچار بود بین ثروت و عقیده یکی را انتخاب کند و او نیز مثل ادواردو عقیده را برگزیده بود.

زندگی ساده و شغل فیلمبرداری را بر تولید مشروب و فعالیت در امور مستهجن را ترجیح داده بود و به خاطر عقایدش توسط خانواده منزوی و مترود شده بود. او به خانواده اش گفته بود که بین عقیده و ثروت عقیده را ترجیح می دهد.

دکتر قدیری ابیانه در سفری که سالها قبل بعد از اسلام آوردن لوکا به ایتالیا داشت به منزل او رفته بود. لوکا عکس حضرت امام را در اطاق خود نصب کرده بود و جا نماز و مهر را برای نماز برای او آورده بود.

یک برادر لوکا به نام کریستوفولو Cristofolo با ادواردو و لوکا بسیار صمیمی بود. او بر اثر یک سانحه در ورزش چتربازی چترش باز نشد و سقوط کرده و جان خود را از دست داده بود.

برنامه خبر ظهر کانال یک تلویزیون ایتالیا در روز 13 فروردین 3 آوریل 2007 خبر پیدا شدن جسد کنت (لقب اشرافی) لوکا گائتانی لاواتلی 52 ساله را می دهد.


در حالی که شهید ادواردو با لوکا دوست بوده، جلاسیو برادر لوکا با لاپو الکان پسر خواهر یهودی زاده ادواردو که با شهادت ادواردو به جانشینی پدر ادواردو برگزیده شد دوست بوده و در فسادهای او مشارکت داشته است.

ادواردو را به شهادت رسانده و حسد او را در زیر پلی قرار داده و خودکشی وانمود کردند، و همین طریق برای قتل لوکا به کار گرفته شده است.

در جالی که پلکان مسیر رفتن به زیر پل به خون لوکا آغشته بوده جسد او در زیر پل پیدا شده و علیرغم برداشت های اولیه در مورد قتل او دستهایی تلاش می کنند آن را خود کشی حلوه دهند.

شباهت قتل هر دو نفر |ادواردو و لوکا) نشان می دهد که قتل توسط یک گروه انجام شده است با این تفاوت که لوکا از نظر جسمانی قوی تر از ادواردو بوده و مقاومت هایی از خود نشان داده است و زخم هایی بر بدن او مشاهده گردیده است که پلیس در صدد نسبت دادن آن به زخم های هنگام پرت شدن از پل است حال آنکه اگر او خود را از پل پرت کرده بود نباید مسیر راه پله به خون او آغشته باشد.

برخی منایع سعی می کنند با گمانه پردازی قنل او را به معتادینی که ممکن است در محل تردد داشته بند نسبت دهند و یا او را نیز به اعتیاد مواد مخدر متهم نمایند!

اینک نباید اجازه داد که قتل او را به عنوان خودکشی حلوه دهند و باید بررسی های لازم در این ارتباط به عمل آید .

ادواردو در سفری که به ایران آمده بود به قدیری ابیانه گفته بود که دوستش لوکا را تا مرز قبول اسلام آورده است و از قدیری خواست با او صحبت کند.

بنابر نوشته روزنامه ایل جورناله می نویسد که لوکا که به شغل فیلمبرداری سینما را برای خود برگزیده بود، ساعت 2 نیمه شب 13 فروردین دوم آوریل 2007 از منزل خارج شده و سپس جسدش در زیر پل گاریبالدی Garibaldi در حاشیه رودخانه تراستوره Trastevere در رم یافت می شود.

لوکا سومین برادر این خانواده است که با مرگ مرموز روبرو می شود و تنها برادر زنده او نیز به تولید مشروبات الکلی و امور پورنو مشغول است. باید بررسی شود که آیا جلاسیو همسر و فرزندانی یهودی دارد یا نه؟!

یکی از تاکتیک های صهیونیستها برای تمرکز ثروت ازدواج با افراد بسیار ثروتمند است تا از این طریق ثروت به فرزندان یهودی زاده برسد. اما توطئه در اینجا ختم نمی شود. بلکه مرگ و میر در خانواده ای که یکی از آنها با زنی یهودی ازدواج کرده است شروع می شود به نحوی که سهم ارث وارثین یهودی افزایش یابد.


بلایی که بر سر خانواده ادواردو نازل شد و ظاهراً خانواده گائتانی نیز احتمالاً دچار آن شده است.

لازم به ذکر است که دکتر قدیری ابیانه در سی دی ای تحت عوان " ادواردو و موضوع زن و حجاب در اسلام و غرب" شرح مسلمان شده لوکا را بدون ذکر نام او تشریح کرده است.


در این سی دی دکتر قدیری ابیانه توضیح می دهد که ادواردو به او (قدیری) گفته بود که لوکا را تا مرز اسلام آورده است ولی نتوانسته است او را مسلمان کند و از قدیری می خواهد با او صحبت کند.

دکتر قدیری در سی دی مذکور توضیح داده است که با صحبت با او به این نتیجه رسید که او در کلیات اسلام مشکلی ندارد اما عاملی باعث می شود که از پذیرش اسلام امتناع کند. قدیری ابیانه با شناختی که از تبلیغاتی ایتالیادر مورد اسلام و حجاب و وضعیت زن د ر اسلام داشت حدس می زند که مشکل او همین مسئله باشد لذا در این مورد با او صحبت کرده و فلسفه حجاب در اسلام و قوانین در مورد زن را تشریح می کند. این مسئله برای لوکا که از خانوادهای بود که از طریق پورنوگرافی و مشروبات الکلی به ثروت افسانه ای دست یافته بود بسیار جذاب می افتد و بلافاصله مسلمان و شیعه می شود.

دکتر قدیری ابیانه در این سی دی مطالبی را که در مورد زن و حجاب در اسلام و مقایسه آن با فرهنگ غربی مطرح ساخته را تشریح می نماید. سی دی ای که به شدت مورد استقبال بینندگان آن قرار گرفته است.

موضوع نحوه مسلمان شدن لوکا و مباحث مطروحه در جلسه مذکور در سخنرانی دیگری که به صورت سی دی تحت عنوان " ناگفته ها در مورد شهید ادواردو" منتشر شده است نیز مطرح گردیده است.

مراسم تشییع لوکا 17 فروردین در کلیسای سانتا ماریا در تراستوره در رم برگزار گردید. (تصاویر کلیسای سانتا ماریا)

در کنار تابوت کنت لوکا گائتانی لوواتلی داراگونیا والدینش، برادرش جلاسیو با خانم اولیوا سالواتی، دوستش خانم مارینا ویندیچ گراتز ، فرزندانش ریموند، روجرو سامبا.

از بین دوستانش فیلیپو د روبیلانت ، اوگو براچتی پرتتی ، جین پائول ترویلی به همراه لیویا اسفورتزو چزارینی ، بئاتریچه بوررمبو]] ، دومیتزیانا جوردانو ، فرانچسکا دالوجا با شوهرش مارکو ریزی ، هنرپیشه اورسو ماریا گوئررینی، آلین الکان و روزی گرکو.

آقای آلین الکان شوهر اول یهودی خواهر ادواردو نیز حضور داشت. با شهادت ادواردو ثروت و مدیریت به فرزندان خواهرش ادواردو رسید. 200 نفر در تشییع جنازه لوکا شرکت کردند. ادواردو آنیلی به دوست ایرانیش گفته بود که آلین الکان یهودی (شوهر خواهر ادورادو) کانون خطر و توطئه علیه او است.

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط فرشاد |

موزه ملی روم (در ایتالیایی: Museo Nazionale Romano) نام یک سری از موزه‌های بهم پیوسته‌ای است که در شهر روم و در کشور ایتالیا قرار دارند. موزه ملی روم در سال ۱۸۹۰ تأسیس شد. در دوران اتحاد ایالات ایتالیا آثار هنری و تاریخی از قرن پنجم پیش از میلاد مسیح تا قرن سوم پس از میلاد مسیح درآن گردآوری شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط فرشاد |

لا استامپا (به ایتالیایی: La Stampa) (به معنای Press) یکی از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین روزنامه‌های ایتالیایی‌ است. این روزنامه که در شهر تورین به چاپ می‌رسد، در ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی منتشر می‌شود. مالک کنونی روزنامه، گروه صنعتی فیات است.

روزنامه لا استامپا در سال ۱۸۶۷ میلادی با نام گاتزتا پیه‌مونتس (Gazzetta Piemontese) بنیان نهاده شد. در سال ۱۸۹۵ میلادی روزنامه توسط آلفردو فراساتی خریداری شد. او انتشار روزنامه را با نام کنونی و در بعد ملی ادامه داد.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط فرشاد |

پرچم لمباردی

لُمباردی، به‌ایتالیائی (Lombardia) منطقه‌ای پرجمعیت در شمال ایتالیا است. متشکل از استان‌های برگامو، برسکیا، کومو، کرمونا، لکو، لودی، میلان، مانتوا، پاویا، سوندریو و وارسه

لمباردی ۲۳٬۸۶۱ کیلومتر مربع وسعت و ۹٬۱۲۲٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد. مرکز آن میلان (مایلند) است. این منطقه از کوه‌های آلپ در شمال ایتالیا شروع شده و به جنوب رودخانه پو ختم می‌شود. این بخش از ایتالیا به خاطر موقعیت بسیار خوب کشاورزی و برخورداری از سدهای متعدد و نیروگاه‌های آبرسانی، موفق به جذب صنایع شده و درنتیجه یکی از مراکز مهم و ثروتمند ایتالیا است.

لمباردی در نقشه ایتالیا

 

تاریخ لمباردی

پس از سقوط امپراتوری روم غربی منطقه وسیع لمباردی مرکز پادشاهی لانگوباردها قرار گرفت و در سال (۷۷۴) تحت سلطه فرانک‌ها درآمد. درسال (۹۵۱) «اتو اول» قیصر روم در پاویا لقب شاه لانگوباردها را هم پذیرفت. در قرن های ۱۱ و ۱۲ میلادی شهرها استقلال خود را به‌دست آورده و با اتحاد خود و جنگ علیه اشتاوفر، تحت رهبری «میلان» به ایجاد شهرهای متحده لمباردی موفق شدند. از تاریخ (۱۵۳۵) این منطقه تحت تملک اسپانیا قرار گرفت. درسال (۱۷۱۴) تحت نفوذ اطریش و (۱۷۹۷) به اشغال فرانسه درآمد. کنگره وین، لمباردی را به‌عنوان بخشی از پادشاهی لمباردی- ونیزی، متعلق به‌اطریش اعلام نمود و در سال (۱۸۵۹) به‌پادشاهی ساردنی - پیمونت تعلق گرفت.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط فرشاد |

nerone

نرون، نام کامل: (Tiberio Claudio Nerone Domiziano Cesare)

نام اصلی او (Lucio Domizio Enobarbo) است. مادر نرون پس از مرگ شوهرش به‌همسری کلادیوس درآمده و درنتیجه، فرزندش تحت سرپرستی و آموزش قیصر روم قرار گرفت و تغییر نام داد. زادروز او (۱۵ دسامبر ۳۷ میلادی) است. نرون در سال (۵۴ میلادی) به‌ امپراتوری روم رسید. نخست قرار بر این بود که نرون به‌اتفاق آموزگاران و پرورش کننده‌گان خود، افرانیوس بوروس و سنکا حکومت کند. ولی نرون پس از مسموم کردن برادر ناتنی خود بریتانیکوس در سال (۵۵ میلادی)، به دست‌یاری مادرش که اورا نیز در سال (۵۹ میلادی) به قتل رساند، حرکات جنون‌آمیز را به ‌حد اعلا رسانید. اعمال نفرت‌آور وی باعث شد تا سنکا دربار را ترک کند. نرون با آتش زدن بخش‌هائی از شهر که نتیجه بیماری جنون قیصری است، مورد اتهام قرار گرفت. نرون به‌منظور رد اتهام از خود، مسیحیان را عاملین آتش سوزی شناسایی نمود و دستور به‌کشتار فجیع آنان داد. سرانجام در سال (۶۴ میلادی) شهر رم را به‌هوس ابلهانه‌ای در آتش بسوخت و در سال بعد با گروهی از مطربان و رقاصان به یونان سفر کرد. نرون در سال (۶۵ میلادی) موفق به‌سرکوب دسیسه‌گران پیزونی شد. گایوس کالپورنیوس پیزو که در سال (۴۱ میلادی) کنسول رم بود در تاریخ (۱۹ آوریل ۶۵ میلادی) دست به‌انتحار زد. او اتحادیه‌ای را تشکیل داد که هدف آن براندازی امپراتوری نرون بود. این اتحادیه به‌احترام او به‌نام اتحادیه پیزون شهرت یافت. نرون سنکا را متهم به‌همکاری با این سازمان نموده و خواستار خودکشی وی شد. نرون سرانجام بر اثر شورش مردم و سنای رم در روز (۹ ژوئن ۶۸ میلادی) ناچار به‌خودکشی شد.

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط فرشاد |